چفیه‌های آقا

اخبار

  • راه‌اندازی تارنمای فرهنگی مرحوم حجت الاسلام و المسلمین یحیی زاده
  • سنگر تخریب از یادداشت های زنده یاد حاج آقای یحیی زاده در جبهه های نبرد حق علیه باطل نزدیک ظهر جمعه 12 / 1 / 67 -- 13 شعبان المعظم
  • گردان حضرت رسول صلی الله علیه و آله : ازیادداشت های روانشادحجت الاسلام والمسلمین سید جلال یحیی زاده در دوران دفاع مقدس 12 / 1 / 67
  • یادداشت های مرحوم حاج آقای یحیی زاده در دوران دفاع مقدس - غروب روز 8 / 1 / 67 (زیارت برادرم و محمود)
  • ولی امر مسلمین جهان : نگذارید حركت علمی كشور از دور بیفتد و اجازه ندهید هیچ مانع و عاملی پیشرفت علمی دانشگاهها را سد كند
  • انگار تیپ الغدیر طلسم شده است - از یادداشت های دوران دفاع مقدس مرحوم یحیی زاده 8 / 1 / 67 9 شعبان المعظم 1408
  • ولی امر مسلمین جهان: در نظام جمهورى اسلامى، پذيرش مسئوليت به معناى كامجوئى از قدرت نيست؛ به معناى قبول زحمات خدمت به مردم است
  • براثر بمب های شیمیائی دیروز ، سرگیجه و سر دردم، ضعف تمام بدنم را فرا گرفته است.. .
  • شب بيست و سوم
  • شبی برای عروج
  • ولی امر مسلمین جهان: اختلاف نظر نبايد به دعوا و كدورت و احياناً خشونت بينجامد.
  • آخرین وصایای شهید عدالت در محراب عبادت
  • این روز، روز یتیمی شیعیان امیر مؤمنان است.
  • باران آثار بمب ها را کاملا خنثی کرد.
  • تیپ قمر بنی هاشم - یادداشت های دوران جنگ تحمیلی مرحوم حاج آقای یحیی زاده - 7 / 1 / 67
  • طلبه همیشه در سنگر در اسارت
  • احلی من العسل - روزنوشت های روانشاد حاج آقای یحیی زاده 16 / 11 / 1391
  • پیامک آرامبخش
  • فاتحه مرا خوانده بودند. و .. .
  • دو بمب خوشه ای در چادر ش.م.ر
  • سوغات کربلا
  • از یادداشت های زنده یاد حاج آقای یحیی زاده در دوران دفاع مقدس 7 / 1 / 67 در انتظار شب عملیات
  • ولی امر مسلمین جهان: مسئولان نباید بهیچوجه در مقابل اخم و ترش رویی دشمن در عرصه های سیاسی، اقتصادی و تبلیغاتی دچار تزلزل شوند
  • زنده یاد مرحوم یحیی زاده در یادداشت دوران دفاع مقدس: سینه ام تنگ شده است.
  • هدیه دادن حاج آقا یحیی زاده
  • یادداشت های روانشاد مرحوم حاج آقای یحیی زاده درجبهه های نبرد حق علیه باطل ( بمباران شیمیائی حلبچه )
  • من وقتی چند روز در کربلای 5 با او بودم احساس کردم محمود از زمین خیلی فاصله دارد و به آسمان بسیار نزدیک.
  • یادداشت های روانشاد حاج آقای یحیی زاده در روزهای دفاع مقدس : احتمال می دهم که امشب، شب عملیات تیپ الغدیر باشد.
  • ولی امر مسلمین جهان: اين دولت بحمدالله توانست شعارهاى انقلاب را سر دست بگيرد و به آنها افتخار كند و آنها را در جامعه مطرح كند.
  • یادداشت های زنده یاد حاج آقای یحیی زاده در مناطق عملیاتی دفاع مقدس : بمباران شیمیائی
  • نظرسنجي

    نظر شما در مورد این سایت چیست؟

    عالی 64.1%
    خوب 13.9%
    متوسط 5.3%
    ضعیف 16.8%


    مشاهده نتايج

    چفیه‌های آقا

    گزیده‌ای از یادداشتهای دو روز روانشاد مرحوم حجت الاسلام والمسلمین سید جلال یحیی زاده
    خرداد 91؛ مجلس نهم- دفتر اول
    سه‌شنبه 9 خرداد 91
    ... به دفتر روحانیت در دفتر رهبری رفتم و نامه 6 صفحه‌ای (در کاغذ A-4) که دست‌نویس، دیشب طی 2، 3 [ساعت] نوشتم و گزارشی از بعضی سوء مدیریت‌های مجلس را توضیح دادم، به آقای ... دادم تا به رهبری برساند...
    چهارشنبه 24 خرداد 91

    صبح، بانشاط و سرحال به مجلس رفتم تا پس از جلسه‌ای کوتاه، به ملاقات رهبری برویم. نمایندگان هر دوره، چهار ملاقات سالانه با رهبر معظم دارند که این اولین ملاقات دوره جدید با رهبر است. برای من این جلسه از هر سال جالب‌تر است؛ چون نامه 6 صفحه‌ای برای آقا نوشته‌ام و بعضی از مشکلات مجلس را به آقا گزارش کردم... .

    من دنبال علایمی هستم که مطمئن شوم آقا نامه مرا بطور کامل خوانده است! این را هم از صحبت‌های امروز آقا باید استشمام کنم و هم از بعضی طرق دیگر! البته من فعلاً عجالتاً قطع و یقین دارم که آقا نامه‌ام را کامل مطالعه فرموده است!
    [پس از دیدار:]

    جلسه کمی از ساعت 12 گذشته بود که به پایان رسید. در این دیدار از صحبت‌های رهبر معظم، کاملاً انتقاد از بعضی اقدامات مجلس هشتم مشخص بود... .

    جالب‌تر اینکه به وضوح احساس کردم رهبر معظم، نامه مرا مطالعه فرموده و بعضی از صحبت‌های ایشان، ناظر به همان نامه بود!

    [عصر همان روز:]

    خاطره فراموش ناشدنی:
    فردی پشت تلفن گفت: از دفتر رهبرم! ایشان نامه شما را خوانده، سلام رسانده‌اند، تشکر کرده‌اند، چفیه‌هایی که خواستی دستور دادند خدمت شما بدهیم! ... در حالی که اشک در چشمانم حلقه زده بود، تلفن قطع کردم... .

    وقتی وارد بیت شدم، همه گیت‌های بازرسی کاملاً آماده بودند... خیلی راحت مرا عبور دادند. وارد محوطه خانه آقا که شدم،

    ...[منشی آقا] با روحانی جوان سید به استقبالم آمده بودند، باز آن جملات را تکرار کرد و بسته‌ای که حاوی چفیه بود به من داد. من آن را بوسیدم، اشک ریختم و گفتم: جانم فدای آقا که به این سرعت، نامه طلبه کوچکی می‌خواند و پاسخ می‌دهد.

    من در پایان نامه 6 صفحه‌ای نوشته بودم که از چند سال قبل، برای صبیه‌ام، از آقای دکتر حداد عادل مشاور عالی شما (رئیس سابق مجلس و رئیس کمیسیون فرهنگی) چفیه‌ای متبرک به بدن مبارک شما خواسته بودم که هنوز نداده؛ حالا برای اینکه مطمئن شوم نامه را حضرتعالی مطالعه فرمودید، علاوه بر آن چفیه، چند چفیه برای سایر فرزندان و ... [بفرستید]؛ که آقا پنج تا فرستاده بود.

    [شب همان روز:]

    این هم روزی پرکار و پرجاذبه بود که اوج آن ملاقات با رهبری بود که البته این نهمین بار و نهمین سالی بود که به عنوان نماینده و همراه نمایندگان، محضرشان شرفیاب می‌شدیم؛ ولی آنچه که امروز و این ملاقات را بسیار شیرین‌تر کرد، محتوای سخنان رهبری در جلسه امروز و فرستادن پنج چفیه آن هم به شکل ویژه برای من بود.

    من از دکتر حداد عادل که مشاور عالی رهبری هم هست، تلفنی بعد از دریافت چفیه سؤال کردم که آقا درمورد نامه من، چیزی به شما نگفت؟... او گفت: جای تو خالی بود، بعد از سخنرانی امروز آقا خدمتشان رسیدم... آقا چیزی درمورد نامه شما نگفت. ولی سه، چهار [بار] بااطمینان گفت: مطمئن هستم آقا شما را خیلی دوست دارد. این را بدان و اطمینان داشته باش!

    باید خدا را شکر کنم الحمد لله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا أن هدانا الله. خداوند مرا بر این موضوع استوار بدارد.

    روزنوشت های دیگر



    تاريخ بروز رساني : پنجشنبه 13/04/92 ساعت 21:30

    کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی حجت الإسلام و المسلمین سید جلال یحیی زاده محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.